پویا پویا ، تا این لحظه: 17 سال و 10 ماه و 19 روز سن داره
پرنیاپرنیا12 سالگیت مبارک

پویا و پرنیا گلهای زندگی

یه شب عالی + شعر در ادامه مطلب اضافه شد

****بچه ها  دیشب بیرجند بارونی بود و خطا زیاد درست نبود من یه بارزدم ثبت اطلاعات و دیگه رفتم . امروز دیدم چند باز ثبت شده بقیه رو پاک کردم نظراتتونم پاک شد:( دوباره بیان نخوندم نظراتو:(****   امشب با شوهری رفتیم یه شب شعر دانشجویی تو دانشگاه بیرجند. شاعر خوب کرمانی آقای حامد عسکری هم مهمون جلسه بود خییییلی خوب بود شوهری وقتی رفتت شعرشو بخونه گفت که برای خانومم گفتم و تقدیم میکنم بهش   امیر قشنگم وقتی شعرو میخوندی قلبم تند تند میزد . نزدیک بود بیاد تو حلقم . بدون که تنگ شدن نفست رو حس کردم.لبخندها و نگاههات رو حین خوندن شعرت و اون لحظه که اون آقاهه گفت "آقای ..... برای خانومش اونقدر شعر قشنگی خون...
17 ارديبهشت 1393

احوالات +بعدا نوشت

همکارم یه عطری نمیدونم یا ادکلنی میزنه که حالم از بوش به هم میخوره و کل روز رو مجبورم تحمل کنم . شماها هم همینجوری بودین تو بارداری؟ من خییییلی زیاد به بوها حساسم . گاهی لقمه رو میخوام بزارم تو دهنم دستم بو میده!!! حالم بد میشه اونوخ... میرم دستامو میشورم بوی صابون یا مایع دستشویی اذیتم میکنه. با برف ماشینی میشورم دستمو باااز بو میده خداااااااا .......توحلقم ینی الانم پنجره رو باز کردم هی دم و بازدم رو میرم سمت پنجره ولی مگه میشه لامصب بد ادکلنی هس گمونم از اون گروناس خخخخخخخخ اینطور که به نظر میاد قراره ماه 4 هم ویار ادامه داشته باشد...... قدرت خدا..... وارد ماه 4 شدم    چقد خوشکل شده این صفحه ی نی نی وبل...
13 ارديبهشت 1393

صرفا جهت اطلاع

امروز 10/2 سونو رفتم . جمعه 12 هفته تمام میشه . جنسیت هنوز معلوم نبود. جفت هنوز پایین بود! گفت در حدی که نگران کننده باشه نیست هیچی دیگه همین ....عکسشو هم دیدم خدایا این لذت رو به همه ی خانوما بده خواهش میکنم غذا هنوز نمیتونم بخورم و بینهایت به بوی همه چیز! حساسم و حالم بد میشه . هررررچی هم میخورم دلم شور میافته   مادر شدن سخته ولی قشنگ ....... ...
10 ارديبهشت 1393

عایا؟

بدون رمزه پایان سه ماه جنسیت معلوم میشه با سونو ؟؟؟ فردا میرم سونوی پایان 12 هفته  روزهام خیلی تکراری شده :( نظراتو میبندم برای پست پایین بزارین کامنتاتون رو ...
9 ارديبهشت 1393

کمی شیرین زبانی

بدون رمزه عکسای پویا رو زدم رو دیوار. خاله راضیه(پرستار پویا) که اومده خونه امیر علی(پسرش ) که یک سال و نیمشه برداشته میگه : ااااااا 3 تا پایا!!!!    شب موقع خواب پویا میگه مامان نی نی که دنیا بیاد بیاریش جلو دیوار عکسامو ببینه. گفتم باشههههه اونوخ اونم مث امیر علی میگه سه تا پایا   و پویا: نههههه اون میگه سه تا دادا    سه تا دادا!!!!! مگه من داداشش نیستم؟؟؟؟ ----------------------------------------------------------------- با مهدی (پسر آبجیم) به قول خودش شلوغ بازی میکنن پویا از رو تخت میپره رو دست مهدی و مهدی دادش بلند میشه که آآآآآآآآآآآآی دستم پویای بد دستمو کند!!! و تا آخر شب نشینی پسر...
6 ارديبهشت 1393

تغییر رمز

رمزو برای یکی از دوستان قشنگ فرستادم زرت تایید شد! قدرت خدا! خوب یه مکثی چیزی بزارین واسه کامنتاتون باباااااااااااا رمز پستا رو عوض کردم کسی خواست بگه ...
31 فروردين 1393